صائن الدين على بن تركه

187

چهارده رساله فارسى ( فارسى )

دارد و در همه جا مشهور است و مولانا شمس الدين فنارى كه در اين « 1 » زمان هيچ‌كس بزرگتر از او در روم نيست و همهء روم به حكم او قضا مىكنند ، به غير از اين علم هيچ علمى ديگر بدرس نمىگويد و در وقتى كه اين فقير به مصر بود شيخ سراج الدين بو القينى - قدس سره - در حيوة بودند به درس او حاضر مىشد و حديث از ايشان مىشنيد كه اسناد عالى داشتند ، در مجالس متعدد تعظيم اين علم مىفرمودند و هركس از فقها كه طعن كردندى ، سخت گفتى ايشان را و از خود ابيات در اين طور « 2 » انشاد فرموده بود در مجلس او خواندندى و او ذوقها فرمودى . غرض كه باوجود اين‌ها چون اين فقير بدين مملكت آمد به سخن برادر بزرگ ترك گفتن اين علم بكرد و نه خود گفت و نه ياران را گذاشت كه گويند ، نه ازآن‌رو كه بد است از آن جهت كه مردمان بىمايه كه علوم بسيار نكرده‌اند و غرض بسيار دارند ، سخن ايشان معتبر است اينجا ، و بزرگان اگر هستند به واسطهء صيانت عرض از ايشان خود را كشيده مىدارند . از جمله كرامات ، خواجه محمد پارسا - قدس اللّه سره - كه سر جريدهء بزرگان زمان ما او بود كه در حالت نبشتن اين سخنان ، رساله‌اى يافت كه در اين باب نبشته خواست كه به حكم ختامه مسك اين رساله را بدان سخنان تمام گرداند و تغيير در عبارت آن بزرگ نكرده مگر در اختصار كه آن بزرگ ، عبارات عربى بسيار درج فرموده و جهت خوف ملال مجلس همايون آنها را طى كردن انسب دانست : سخنان خواجه محمد پارسا - قدس سره - بعد از آنكه تعظيم قصيدهء ابن فارض فرمودند و بيان مرتبهء او در ولايت كردند و فارغ شدند مىفرمايند كه : شريعت را ظاهرى است و باطنى ، ظاهر آن اعمال بدنى است و باطن شريعت اعمال قلبى و سرى و روحى است كه آن را علم طريقت خوانند و همچنانك علم ظاهر را انواع بسيار است ، علم باطن را زياده از آن است و

--> ( 1 ) - م 2 : كه در زمان . ( 2 ) - م 2 : اطوار .